۵ نکته برای نمودار آقای همتی

رئیس‌کل بانک مرکزی ایران در اینستاگرام نموداری از روند نزولی نرخ برابری دلار به ریال در ۶ ماه اخیر نشان داد. اگر او می‌خواهد این نمودار را به‌عنوان یک موفقیت مطرح کند، بهتر است به ۵ نکته‌ی ذیل توجه کند.

اخبار بازار؛ محمد ماهیدشتی – ۱) پول ملی ایران در مقابل دلار آمریکا به‌عنوان ارز بین‌المللی نسبت به کف قبلی خود (۲۸۸۰ تومان) در آبان ۱۳۹۲ تاکنون ۷۴٫۳۲ درصد سقوط کرده است و در این بحران ارزی و اقتصادی هم پس‌اندازهای بسیاری از مردم غیب شد. بنابراین، بردن قیمت دلار از ۳ هزار تومان به ۱۱ هزار تومان موفقیت محسوب نمی‌شود.
۲) هم‌اکنون کارمندان ایرانی به‌طور متوسط ماهانه با تمام پاداش و مزایا کمتر از ۸۰۰ دلار آمریکا دریافت می‌کنند، معلمان کمتر و کارگران بسیار کمتر. این در حالی است که یک کارگر مهاجر مک‌دونالد که فقط ساندویچ را به شما تحویل می‌دهد، ماهانه ۲۵۰۰ دلار آمریکا دریافتی دارد و در محیطی زندگی می‌کند که چیزی به نام مطالبات غیرجاری یا اختلاس را شاید در تمام عمر خود نشنود. مردم ایران از دولت رفاه و آسایش می‌خواهند نه نمودار روند و رئیس‌کل بانک مرکزی به‌عنوان عضوی از هیئت دولت باید به این مسأله توجه کند.
۳) رئیس‌کل بانک مرکزی در اوایل شهریور ۱۳۹۸ یک مصاحبه با شبکه‌ی NBC انجام داد و در آن علت اثرگذاری تحریم‌های آمریکا را عدم انجام اصلاحات ساختاری در ایران دانست. بنابراین، افزایش قیمت دلار به دلیل فشار حداکثری نبوده، که حالا کاهش آن نشانه‌ی عدم تأثیرگذاری فشار حداکثری باشد. در همه‌ی کشورهای دنیا بانک مرکزی مسئول ارزش پول ملی است، نه دشمنان آن کشورها. چرا در عراق، سوریه و افغانستان که جنگ است پول ملی تضعیف نمی‌شود؟ بانک مرکزی مسئول است و چون هنوز قیمت دلار بسیار بالاتر از کف تعادلی قبلی است، در یک افق بلندمدت موفقیتی برای بانک مرکزی وجود ندارد.
۴) کاهش نرخ ارز در ۶ ماه اخیر با تداوم افزایش سطح عمومی قیمت‌ها، مازاد تراز تجاری گمرکی، کاهش مصرف ملی و افزایش ضریب جینی همزمان بوده است. در واقع قدرت خرید خانوار، کیفیت زندگی و نابرابری درآمدی هنوز در حال بدتر شدن است. این در حالی است که برخی شاخص‌های نهادی نیز مجدداً بدتر شده‌اند و هنوز نرخ رشد نقدینگی نسبت به نرخ رشد اقتصادی سالانه (که منفی است) بسیار بالاتر است، بانک‌های بد در اقتصاد به جولان دادن ادامه می‌دهند و بهره‌های بسیار بالا پرداخت می‌کنند. بنابراین، صرفاً تعدیل یک عدد (نرخ ارز) بسیار بسیار بد به یک عدد بسیار بد، به معنای این نیست که اصلاح ساختاری در اقتصاد انجام شده، حال آن‌که بخشی از این تعدیل خودکار بوده و از طریق افزایش صادرات و کاهش مصرف داخلی اتفاق افتاده است.
۵) در ۴ تیر ۱۳۹۸ فرهاد دژپسند، وزیر امور اقتصادی و دارایی ایران گفت که هیچ یک از مدل‌های اقتصادی ارزش دلار آمریکا را بالاتر از ۸ هزار تومان نشان نمی‌دهد. اگر مدل‌های وزیر اقتصاد قابل‌قبول هستند و اگر بانک مرکزی می‌تواند دلار را از ۱۵۵۲۰ تومان به ۱۰۹۴۰ تومان ببرد، لطفاً آن را به ۸ هزار تومان هم ببرد، چرا که تا همین الآن هم مردم ۴ ماه نرخ ارز را بالاتر از آنچه که وزیر امور اقتصادی آن‌ها گفته تحمل کرده‌اند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *